
به گزارش خبرنگار تابناک از استان اصفهان، در آستانه سالروز شهادت امام رضا(ع)، بار دیگر مساله هزینه سفر به مشهد و وضعیت حملونقل عمومی مورد توجه قرار گرفته است؛ روزهایی که مشهدالرضا(ع) میزبان خیل عظیمی از زائران از سراسر کشور است و تقاضا برای سفر به این شهر به شکل قابل توجهی افزایش پیدا میکند. در چنین شرایطی، نگاهی به قیمت بلیت هواپیما، قطار و حتی اتوبوس نشان میدهد که سفر برای بسیاری از خانوادهها دیگر تصمیم سادهای نیست و پیش از هر چیز باید حساب و کتاب اقتصادی آن را انجام داد.
درست است که حملونقل نیز مانند بسیاری از کالا و خدمات دیگر تحت تأثیر تورم و افزایش هزینهها گران شده، اما مساله اینجاست که فاصله میان قیمت سفر و قدرت خرید خانوارها آنقدر زیاد شده که باعث شده بسیاری از مردم، بهویژه در سفرهای خانوادگی، عملاً جز خودروی شخصی گزینه اقتصادی دیگری پیش روی خود نمیبینند.
جادههای ناایمن، رانندگان بیملاحظه که سرعت را فدای امنیت میکنند، خستگی راننده خودروی شخصی در سفرهای طولانی و عدم استراحت بهدلیل کمبود زمان و ... مشکلاتی که سفر با خودروی شخصی را با مخاطرات بسیاری روبرو میکند.
از سوی دیگر، نمیتوان واقعیت افزایش هزینههای حملونقل را انکار کرد. قیمت قطعات، تعمیر و نگهداری، دستمزد نیروی انسانی، هزینههای فرودگاهی، هزینههای بهرهبرداری و سایر مخارج شرکتهای حملونقل در سالهای اخیر افزایش یافته و طبیعی است که این افزایش هزینهها بر قیمت تمامشده سفر اثر بگذارد. بنابراین انتظار تثبیت همیشگی قیمت بلیت، بدون توجه به شرایط اقتصادی، منطقی نیست. اما مساله اصلی صرفاً «گران شدن» بلیت نیست؛ مساله این است که هزینه سفر با توان اقتصادی بخش قابل توجهی از خانوارها فاصله زیادی پیدا کرده است.
این موضوع زمانی جدیتر میشود که پای یک خانواده چندنفره در میان باشد. شاید هزینه یک بلیت برای یک مسافر قابل تحمل باشد، اما وقتی یک خانواده چهار یا پنج نفره قصد سفر دارد، هزینه رفت و برگشت میتواند رقم قابل توجهی شود. در چنین شرایطی، بسیاری از خانوادههایی که خودروی شخصی دارند، حتی با وجود هزینه سوخت، استهلاک خودرو و خستگی رانندگی، ترجیح میدهند با ماشین شخصی راهی مشهد شوند؛ چرا که حملونقل عمومی برای آنها دیگر الزاماً انتخاب اقتصادی نیست.
این اتفاق یک زنگ خطر جدی برای نظام حملونقل کشور است. فلسفه توسعه حملونقل عمومی این است که مردم بتوانند با هزینهای منطقی، ایمنی بیشتر و آسایش مناسب، در مسیرهای بینشهری جابهجا شوند. اما اگر خانوادهای برای سفر با اتوبوس، قطار یا هواپیما با هزینهای مواجه شود که به مراتب سنگینتر از توان مالیاش است، طبیعی است که به گزینههای دیگری فکر کند.
واقعیت این است که گرانی بلیت در مناسبتهای پرتردد را نمیتوان فقط به افزایش تقاضا نسبت داد. افزایش تقاضا در ایامی مانند سالروز شهادت امام رضا(ع) اتفاقی غیرمنتظره نیست. زمان این مناسبت از مدتها قبل مشخص است و مسئولان میتوانند با برنامهریزی مناسب، ظرفیت حملونقل را متناسب با حجم سفر افزایش دهند. پرسش اینجاست که چرا هر سال باید در روزهای منتهی به مناسبتهای بزرگ، شاهد فشار شدید بر بازار بلیت باشیم؟
اگر از ماهها قبل میدانیم که میلیونها نفر قصد سفر به مشهد را دارند، چرا نباید ظرفیت قطارها افزایش پیدا کند؟ چرا نباید ناوگان اتوبوسرانی برای این ایام آمادهتر باشد؟ چرا نباید شرکتهای هواپیمایی از مدتها قبل برای افزایش پروازها برنامهریزی کنند؟ و مهمتر از همه، چرا نباید سازوکاری وجود داشته باشد که افزایش تقاضا به افزایش شدید هزینه سفر برای مردم منجر نشود؟
البته راهحل این مشکل را نمیتوان تنها در قیمتگذاری دستوری خلاصه کرد. شرکتهای حملونقل نیز با افزایش هزینه مواجه هستند و اگر قیمتها بدون توجه به واقعیت اقتصادی این صنعت تعیین شود، نتیجه میتواند کاهش سرمایهگذاری و فرسودهتر شدن ناوگان باشد. راهحل پایدار، افزایش ظرفیت، نوسازی ناوگان، ایجاد رقابت و حمایت هدفمند از صنعت حملونقل است.
ناوگان اتوبوسرانی کشور نیازمند یک برنامه جدی برای نوسازی و توسعه است. اتوبوسهای بینشهری باید از نظر تعداد، کیفیت، ایمنی و امکانات رفاهی شرایط بهتری پیدا کنند. در حوزه ریلی نیز باید افزایش تعداد واگنها، توسعه ظرفیت قطارهای مسافری و نوسازی ناوگان با جدیت بیشتری دنبال شود. در بخش هوایی نیز نمیتوان انتظار داشت با ظرفیت محدود و ناوگانی که با مشکلات متعدد مواجه است، در ایام اوج سفر هم پاسخگوی تقاضای مردم باشیم و هم قیمتها را در سطحی قابل قبول نگه داریم.
به بیان سادهتر، بخشی از گرانی بلیت نتیجه کمبود عرضه در برابر تقاضاست. وقتی تعداد صندلیها و ظرفیت جابهجایی محدود باشد و تعداد مسافران ناگهان افزایش پیدا کند، طبیعی است که فشار بیشتری بر بازار وارد شود. بنابراین اگر میخواهیم مسئله گرانی سفر را به شکل ریشهای حل کنیم، باید به سراغ علت اصلی برویم: ظرفیت ناکافی حملونقل عمومی.
این موضوع فقط به سفر زیارتی محدود نمیشود. اگر امروز برای سفر به مشهد چنین مشکلی داریم، فردا در تعطیلات نوروز، تابستان، مناسبتهای ملی و سایر تعطیلات پرتردد نیز همین مسئله تکرار خواهد شد. هر بار بلیت کمیابتر و گرانتر میشود و خانوادههایی که توان پرداخت ندارند یا از سفر منصرف میشوند یا به استفاده از خودروی شخصی روی میآورند.
افزایش استفاده از خودروهای شخصی نیز تبعات خود را دارد؛ از افزایش ترافیک و مصرف سوخت گرفته تا بالا رفتن احتمال تصادفات جادهای، آلودگی هوا و استهلاک خودروها. بنابراین توسعه حملونقل عمومی و اقتصادی کردن سفر با قطار و اتوبوس و هواپیما، فقط یک مطالبه رفاهی نیست؛ موضوعی مرتبط با ایمنی جادهها، مصرف انرژی و حتی محیط زیست است.
از همین رو، لازم است مسئولان وزارت راه و شهرسازی و سایر دستگاههای مرتبط، گرانی بلیت در ایام پرتردد را به عنوان یک مشکل مقطعی و تکرارشونده نبینند، بلکه آن را نشانهای از یک مشکل ساختاری در نظام حملونقل کشور بدانند. ناوگان اتوبوسرانی، ریلی و هوایی کشور باید هرچه سریعتر مورد بازنگری جدی قرار گیرد.
این بازنگری باید همزمان چند محور را دنبال کند: نوسازی ناوگان فرسوده، افزایش ظرفیت حملونقل، تسهیل سرمایهگذاری در این بخش، ایجاد مشوق برای افزایش عرضه در ایام پرتردد و طراحی سازوکاری برای جلوگیری از جهشهای غیرمنطقی قیمت بلیت.
زیارت امام رضا(ع) برای میلیونها ایرانی صرفاً یک سفر معمولی نیست؛ بخشی از باور، فرهنگ و زندگی آنان است. قرار نیست هزینه سفر صفر باشد یا شرکتهای حملونقل متحمل زیان شوند، اما منطقی نیست یک خانواده معمولی هنگام جستوجوی بلیت، با قیمتهایی مواجه شود که عملاً سفر را از سبد انتخابهایش حذف کند.
امسال نیز ممکن است بسیاری از خانوادهها در آستانه شهادت امام رضا(ع) ساعتها در سایتهای فروش بلیت به دنبال یک گزینه مناسب بگردند و در نهایت یا با خودروی شخصی راهی جاده شوند یا قید سفر را بزنند. اما این وضعیت نباید به یک رویه دائمی تبدیل شود.
حملونقل عمومی زمانی معنا پیدا میکند که عمومی، در دسترس، ایمن و متناسب با توان اقتصادی مردم باشد. برای رسیدن به چنین شرایطی، دیگر نمیتوان به تصمیمهای مقطعی و برنامهریزیهای دقیقه نودی اکتفا کرد؛ اکنون بیش از هر زمان دیگری به یک برنامه جدی، فوری و بلندمدت برای نوسازی و توسعه ناوگان اتوبوسرانی، ریلی و هوایی کشور نیاز داریم.
انتهای پیام/