سرگذشت عجيب خانه «نيما»
 
 

نصف جهان: خانه «نيما» که به دليل پافشاري مالک بنا بر قيمتي بالاتر از قيمت پيشنهادي شهرداري و بيتوجهيها تبديل به مخروبه و زبالهداني شده بود، بعد از مدتها رايزني و درخواست براي نجاتش، بالاخره چهارشنبه هفته پيش توسط شهرداري منطقه يک تهران خريداري شد.

سيد حميد موسوي، شهردار منطقه يک تهران با بيان اينکه از سال 79 تاکنون موضوع تملک خانه «نيما» توسط شهرداري تهران در حال پيگيري بود اما متأسفانه توافقي در اين زمينه حاصل نشده بود افزود: کارهاي مطالعاتي براي بازسازي و احياي اين خانه انجام خواهد شد تا به محض تملک قطعي، در سريع ترين زمان درهاي اين خانه به روي شهروندان گشوده شود.

شراگيم يوشيج پسر نيما که در آمريکا زندگي ميکند چندي پيش درباره پيشينه اين خانه در پاسخ به اين سئوال که قبل از سکونت در اين خانه در کجا ساکن بودند، افزود بود: بعد از بازگشت نيما و عاليه خانم از آستارا در سال 1311، نيما با فروش چند قطعه زمين مزروعي شاليزار در حوالي جنگلهاي تميشان و نور که سهمالارث پدريش بود، خانه کوچکي در چهارراه يوسفآباد کوچه پاريس در نزديکي منزل مادرش خريده بود. من در سال 1321 در همين خانه به دنيا آمدم. نيما اين خانه را در سال 1326 فروخت و به اصرار جلال آلاحمد و سيمين خانم، زميني که آنها پيدا کرده بودند و در کنار يک قبرستان قرار داشت، خريد. نيما با خريد آن زمين و وامي که عاليه خانم از بانک ملي قرض گرفت، توانست ساختماني بسازد که تا اواسط 1327 طول کشيد.

وي در خصوص سرانجام اين خانه و فروش آن نيز گفته بود: در يک زمستان سرد روز سيزدهم ماه دي سال 1338 پس از بازگشت از سفري که به يوش داشتيم، نيما دچار سرماخوردگي شديدي شد که منجر به ذاتالريه شد و پس از 13 روز در بستر خاموش ماند و به دنبال او عاليه خانم که خود از درد و رنج بيماري و درد مفاصل و مشکلات ديگر زندگي ميناليد، در هفتم آذرماه سال 1343 پنج سال بعد از خاموشي نيما بيشتر دوام نياورد و به سوي او شتافت و خاموش ماند.

شراگيم ادامه داده بود: به مراحل قانوني انحصار وراثت و انتقال سند خانه شميران اقدام کردم که به نام عاليه خانم بود. در سال 1345 منزل را به سرهنگ بازنشستهاي که از مشهد آمده بود؛ به 90 هزارتومان فروختم که نيمي را بابت قرض بانک دادم و بقيه خرج مخارج انتقال سند و انتقال خانه در محضر و دلالي و... شد و به يوش کوچ کردم چون تنها مکاني بود که من براي سکونتم داشتم.

وي اضافه کرده بود: نيما براي ساخت عمارت خانه پولي نداشت و به همين دليل عاليه خانم مجبور شد وام بگيرد. اين يک وام 30 ساله بود. چون عاليه خانم اين وام را گرفته بود، تمام اسناد به نام او بوده و زمين هم به نام عاليه خانم خريداري شده بود. مسلم است که اسم نيما در هيچکدام از اسناد نيست. ولي اين دليل بر اين نميشود که خانه مال نيما نبوده و در آن زندگي نکرده است.

شراگيم يوشيج حسرت مردم را مبني بر اينکه کاش خانه پدرياش را نفروخته بود محال دانسته و گفته بود: براي من مينويسند که «اي کاش خانه نيما را نفروخته بودي»، يا اينکه «اي کاش فکري براي آيندهاش کرده بودي»؛ من چه فکري ميتوانستم براي آينده اين خانه بکنم؟! اين خانه زير قرض وام بود، تقريباً 35 هزار تومان سال 1345 ميشد.